دست من کوتاه از دیدار توست
قلب من اما همیشه یاد توست
بهترینی هر کجا هستی بدان
هر کجا باشم دلم در یاد توست
قربانت،جانم فدایت.....
خيلي ها تلافی میکنن
اما نه
نفرین من :"الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره "
تلافی من :" میرم تا به اون برسی!،سره راهت نباشم "
راستی …
قد من دوستت داره …؟
قربانت،جانم فدايت.....
چرا ؟
چرا حس می کنم هستی کنارم ؟
چرا این رفتنو باور ندارم ؟
چرا گم می کنم روز و شبامو ؟
چرا حس می کنم داری هوامو ؟
چرا هستی میون خواب و رویام ؟
چرا پر می شی تو هرم نفس هام ؟
دوستت دارم تا ابد ای همه ی هستی من.....
قربانت،جانم فدايت.....
تو می روی بی آنکه حتی حرفی بزنی
تو در تبسم ثانیه های نبودن مرا ترک می کنی
و نمی دانم در کدام اندیشه سیر میکنی که اینگونه ترک میکنی
بی هیچ حرفی و بی هیچ دلیل و اندیشه ای
کاش می دانستم به کدامین گناه مجازاتم میکنی
و تو هرقدر ظالمانه در پی این جاده ی دور افتاده
در اندیشهای سرد وتاریک در کوچه پس کوچه های بی وفایی
از من دور شوی
من باز از فرسنگ ها فاصله به تو می اندیشم
آیا این جرم است؟
طنین لطیف صدایت وآغوش گرمت وچشمان چون شبت را همیشه در ذهن دارم
قربانت،جانم فدايت....
بر قرار باشي و سبز، گل من تازه بمون
نفسم پيش كش تو،جاي من زنده بمون
باغ دل بي تو خزون،موندني باش مهربون
تو كه از خود مني، منو از خودت بدون
غزل و قافيه بي تو،همه رنگ انتظاره
اين همه شعر و ترانه،همه بي عطر بهاره
موندني باشي هميشه،لب پاييز رو نبوسي
نشه پرپر شي عزيزم،مهربون گلم نپوسي
در حضور ديگران مي گويم تو محبوب من نيستي
و در ژرفاي وجودم مي دانم چه دروغي گفته ام
مي گويم ميان ما چيزي نبوده است
تنها براي اينكه از درد سر به دور
باشيمشايعات عشق را با آن شيريني تكذيب مي كنم
و تاريخ زيباي خود را ويران مي كنم
احمقانه اعلام بي گناهي مي كنم
نيازم را مي كُشم، بدل به كاهني مي شوم
عطر خود را مي كُشم و
از بهشت چشمان تو مي گريزم
نقش دلقكي را بازي مي كنم،
عشق منو در اين بازي شكست مي خورم و باز مي گردم
زيرا كه شب نمي تواند،حتي اگر بخواهد،ستارگانش را نهان كند
ودريا نمي تواند حتي اگر بخواهد
كشتي هايش را.
قر بانت،جانم فدايت.....
دوستت دارم مرضیه جان برای همیشه....
قربانت،جانم فدايت....
تقريبا هر چند شب يه بار خوابتو مي بينم نازنينم.اما ديشب فرق ميكرد.ديشب از گذشته رها شده بودم و تو آينده رفته بودم،كاش همه چي درست بشه خداياااااااااااااااااااا...
خداي من!
زماني كه عاشق مي شويم چه بر ما چيره مي شود؟
در زرفاي وجودمان چه مي گذرد؟
چرا بدل به كودكي مي شويم وقتي كه عاشقيم؟
چگونه است كه قطره اي آب،اقيانوسي مي شود
درختان نخل بلند تر مي شوند
آب دريا شيرين مي شود
و خورشيد الماسي درخشان بر گردن بندي جلوه مي كند
زماني كه عاشق هستيم؟
(بازم مثل گذشته دست و دلم ميلرزه عشق من)
خداي من:
وقتي كه عشق ناگهان بر ما فرود مي آيد
چيست اين كه از وجودمان رخت بر مي بندد؟
چيست اين كه در ما به دنيا مي آيد؟
چرا مانند كودكي دبستاني
ساده و بي گناه مي شويم؟
چرا زماني كه دلداده مي خندد
آسمان باران ياس بر سر و رويمان مي ريزد
و زماني كه او مي گويد بروي زانوانمان
جهان بدل به پرنده اي ماتم زده مي گردد؟
خداي من:
چگونه است كه عشق،قرن پس از قرن
مرداني را از پاي در آورده،باروهايي را فتح كرده
قدرتمنداني را به زانو افكنده
و رامشان كرده است؟
چگونه گيسوان محبوب بستري از طلا مي شود
و لبانش شراب و انگور؟
چگونه از ميان آتش مي گذريم
و شعله اش را مي ستاييم؟
چگونه زماني كه شاهاني پيروزمنديم
عاشقي درمانده مي شويم؟
چه مي ناميم عشقي را كه چون خنجري بر ما فرود مي آيد؟
سردرد
ديوانگي؟
چگونه به يكباره دنيا مرغزاري مي شود...كنج دنجي مي شود
وقتي عاشق هستيم؟
خداي من:
چه بر سر عقل مي آيد؟
چه بر ما مي رود؟
چگونه يك لحظه آرزو به ساليان بدل مي شود
و ناگهان عشق يقين مي شود؟
چگونه هفته هاي سال از هم مي گسلند؟
عشق چگونه فصل ها را نا بود مي كند
تا تابستان در زمستان سر برسد
و گل سرخ در باغ آسمان شكوفه زند
وقتي كه عاشق هستيم؟
خداي من:
چگونه تسليم عشق مي شويم و كليد رازخانه را تقديمش مي كنيم؟
بر آن شمع مي بريم و عطر زعفران؟
چگونه است اين كه بر پايش مي افتيم و بخشش مي طلبيم
بر سرزمينش وارد مي شويم دست بسته
و تسليم بر هر آنچه او روا مي دارد؟
خداي من:
ما را هميشه عاشق كن.
نزار قباني
خيلي حرفا مي خواستم الان بزنم عشقم،ولي بهتر اينه كه مثل جدم و مولام امام علي سكوت كنم و درد و دلام رو تو يه چاهي(جايي) كه كسي نميشنوه بگم تا مثل هميشه الله سنگ صبورم باشه.دوستت دارم خدايا...
دوستت دارم مرضیه جان برای همیشه...
قر بانت، جان فدايت.....
I love you for ever my dear
قربانت،جانم فدايت.....
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست...؟
چه بگویم با تو؟ دلم از سنگ که نیست
گریه در خلوت دل ننگ که نیست
چه بگویم با تو؟
که سحرگه دل من
باز از دست تو ای رفته ز دست
سخت در سینه به تنگ آمده بود
قربانت،جانم فدايت.....
لحظه هاي بي تو بودن خيلي سخته عزيزم
باز دوباره انتظارت به خدا سخته واسم
بيا دستامو بگير و تو ديگه تنهام نذار
همه زندگيم تويي تو روي قلبم پا نذار
به خدا اشكي نمونده ديگه از چشام بباره
تنها من موندم و ساختم با يه قلب پاره پاره
ميدوني كه توي دنيا تو فقط عشق مني
كاش بميرم تا نبينم تو منو خط ميزني
بيا برگرد تا ببيني دل من چه بيقراره
بيا تا خودت ببيني چشم من در انتظاره
كسي جاتو نمي گيره تو قلبم لحظه اي حتي
خيالت مرحمم ميشه نمي مونم تك و تنها
نگو دلگيري از دستم همش تقصير دنيا بود
تموم آرزوهامون فقط تكرار رؤيا بود
سلام عشقم چون میدونم دیگه به بخش مدیریت وبلاگ نمیای اینجا مینویسم به امید اینکه شاید بخونی...فقط همین :"دوستت دارم نازنینم تا ابد"...
قربانت،جانم فدايت.....
یک نفر هست ...
یاد قلبت باشد ، یک نفر هست که این جا
بین آدم هایی ، که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها ، به تو می اندیشد
و کمی ،
دلش از دوری تو دلگیر است ...
مهربانم ، خوب من !
یاد قلبت باشد ، یک نفر هست که چشمش ،
به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعایش این است ،
زیر این سقف بلند ، هر کجایی هستی ، به سلامت باشي
زیر این سقف بلند ، هر کجایی هستی ، به سلامت باشي
زیر این سقف بلند ، هر کجایی هستی ، به سلامت باشی
ودلت همواره ، محو شادی و تبسم باشد ...
ودلت همواره ، محو شادی و تبسم باشد ...
ودلت همواره ، محو شادی و تبسم باشد ...
مهربانم ، خوب من ! یاد قلبت باشد ،
یک نفر هست که دنیایش را ،
همه هستی و رویایش را ، به شکوفایی احساس تو ،
پیوند زده
و دلش می خواهد ، لحظه ها را با تو ، به خدا بسپارد ...
مهربانم ، خوب من !
یک نفر هست که با تو
تک و تنها ، با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور !
پر احساس و خیال است و سرور !
مهربانم ! این بار ، یاد قلبت باشد ،
یک نفر هست که با تو ، به خداوند جهان نزدیک است
و به یادت ، هر صبح ، گونه سبز اقاقی ها را
از ته قلب و دلش می بوسد
ودعا می کند این بار که تو
با دلی سبز و پر از آرامش ، راهی خانه خورشید شوی
و پر از عاطفه و عشق و امید
به شب معجزه و آبی فردا برسی ...
قربانت ، جانم فدايت....
نمی دونم چی بگم زبونم بند اومده.
همه حرفاتم خوندمو.....
دومین آرزوم رو تو زندگیم میکنم کاشکی نفهمی پیدات کردم عشقم.کاشکی نفهمی
اگه بفهمی بازم میگی:"یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم"
فدات بشم نازنینم
دوستت دارم تا ابد
قربانت جانم فدایت.....
چیزی نمی تونم بگم، قراره از من بگذری
چیزی نگو می فهممت، باید از این خونه بری
چند سال از امشب بگذره، تا من فراموشت کنم
تا با یه دریا تو خودم، خاموش خاموشت کنم ...
واسه فراموش کردنت، باید به چی عادت کنم
تو باید از من رد بشی، من باید از تو بگذرم ...
کاری نمی تونم کنم، باید بیُفتی از سرم
بعد از تو باید با خودم، تنهای تنها سر کنم ...
یک عمر باید بگذره، تا امشبو باور کنم
احساس امروزم به تو، تنها یه شب وارونه شه
چند سال از امشب بگذره، تا من فراموشت کنم
یک عمر باید بگذره، تا امشبو باور کنم ...
قربانت،جانم فدايت.....
دوستت دارم عشقم
قربانت، جانم فدايت.....
يادمه اولين روز گونه هامو تر كرديد
وقتي ديديد ديونم حرفامو باور كرديد
خيالتون راحت شد كه بي شما ميميرم
محبت رو از اون وقت كمتر و كمتر كرديد
گفته بوديد با منيد حتي اگه نباشم
كلاغ خبر ميورد شب رو با كي سر كرديد
شما دوستم نداشتيد از چشماتون مي باريد
شما دوستم نداشتيد از چشماتون مي باريد
نمي دونم شعرامو واسه چي از بر كرديد
از هر جا مي گذشتيد گل به پاتون مي ريختم
شما به جاش تو قلبم هزار تا خنجر كرديد
عزيز بوديد فراوون زجرم داديد چه آسون
وجودتون رو با زجر واسم عزيز تر كرديد
به يادتون نمونده تو اون غروب پاييز
به يادتون نمونده تو اون غروب پاييز
پيش هزار تا شاهد دستم انگشتر كرديد
چه روزايي كه شونم پناه اشكاتون شد
رو زانوهاي خستم خستگي رو در كرديد
انگار خوشي نمي خواست من مزشو بفهمم
يه روز كه گل مي دادم، نداده پر پر كرديد
چيزي نبود تا اون روز آروم بوديم و خوشبخت
تمام اين كارارو اون روز آخر كرديد
پس نذرامون چي ميشه پس نذرامون چي ميشه
حتما به يادتون نيست واسه ضريح آقا نذر كبوتر كرديد
حق با شماست. من كجا، شما كجا و تقدير
ميوه ي خوشبختي رو هميشه نوبر كرديد
من كه چيزي نگفتم كه دلتون گرفته
اين اولين بار كه شما باهام قهر كرديد

همون كلاغه ميگفت،يه جا شما رو ديده
انگشتر رو تو دست يك كس بهتر كرديد
من كه پسش ندادم، دادم به همسايتون
گفتم ديگه درست نيست شما ما رو ترك كرديد
يه چيزي مي نويسم خدا منو ببخشه
يه چيزي مي نويسم خدا منو ببخشه
اگه يه وقت بهم خورد منتظرم برگرديد
اگه يه وقت بهم خورد منتظرم برگرديد
اگه يه وقت بهم خورد منتظرم برگرديد
.......................................
قربانت،جانم فدايت.....
